ابو القاسم راز شيرازى
417
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
مفاض از نور رحمت عامّهء الهيّهاند اوّل دليل هستند بر وجود و صفات كماليّهء حقّ تعالى ؛ پس حقيقت اسم اعظم ، وجود مطلق و نور مطلق و رحمت واسعهء مطلقهء الهيّه است كه اشراق و تجلّى اوّل ذات حقّ تعالى جلّ مجده است و باطن اين وجود و نور و رحمت واسعه ، آن حرف و اسم مكنون مخزون است كه حضرت فرمودند : « و حرف عند اللّه استأثر به في علم الغيب عنده » « 87 » . و ظاهر اين وجود و نور و رحمت واسعه ، مسمّى است بنفس رحمانى و وجود منبسط و تجلّى اوّل و برزخ البرازخ و مجمع البحرين وجوب و امكان و اسم اعظم و نور محمّدى ( ص ) كما قال : « اوّل ما خلق اللّه نورى » « 88 » ، مسمّى بامر الهى است و روح
--> ( 87 ) - و حرفى است نزد پروردگار كه آن را براى خود برگزيده و مخصوص داشته است كه در علم غيب نزد او باشد : براساس آنچه اهل معرفت در ظهور نور ذات اقدس حقّ در مجلاى تعيّن محمّديّهء علويّه تحقيق كردهاند اسم مقدس « اللّه » مستجمع همهء صفات كماليّهء الهيّه است و هيچ اسمى و هيچ وصفى از اوصاف جلال و جمال حقّ نمىماند الّا آنكه سعه و شمول اين حقيقت آن اسم و وصف را فرا گيرد و گرنه نقص در اين شمول حاصل مىشود ؛ و در آن صورت مستجمع جميع صفات كمال نخواهد بود ، و از طرفى هم در جاى خود محقّق است كه حقيقت محمّديّهء علويّه چه در مقام اجمال كه مقام برزخيّت كبرى است و چه در مقام تفصيل كه مقام واحديّت و ظهور اوصاف كمال است ظرف اين حقيقت و آينهء تمامنماى تجلّى تامّ و كامل الوهيّت است و نمىتوان انگاشت كه شأنى از شئون كماليّهء الهيّه را شامل نباشد ، بنابراين دو مطلب و با توجّه به آنچه در متن آمده است ، آن يك حرف از اسم اعظم كه باطن تجلّى اوّل است و در غيب علم حق نهان است از سعهء حقيقت محمّديّهء علويّه بيرون نيست لكن چون اراده و مشيّت حقّ بر پنهان بودن آن حرف يا اسم است و معصوم عليه السّلام خود ، اراده و مشيّت حقّ است ، لذا هرگز نه حضرت رسول اكرم و نه هيچيك از حضرات معصومين عليهم السّلام را اظهار آن اسم خفي در ضمير نمىگنجد چرا كه اين امينان حقّ ، مظهر اتمّ اين آيتاند كه : ( وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ ) ؛ يعنى اينان چيزى جز آنچه خدا خواهد نمىخواهند : سورهء دهر آيهء 30 ، و هم بمدلول فقرهء « زيارت جامعه » مقتبس از « قرآن » كه : ( لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ ) ؛ بر حقّ پيشى نجويند بلكه پيوسته گوش بفرمان او دارند و امر او را به كار برند ؛ و جز راه عبوديّت نپويند . سلام على ذكرهم و رحمة اللّه و بركاته . ( 88 ) - نخستين آفرينش خدا نور من بود ، روح من بود ، عقل من بود : و اين سه تعبير از يك حقيقت است ، هر تعبير در شأن خاصّ خود .